محل تبلیغات شما

دیشب که من رفته بودم مهمونی/معاون مدرسمونو دیدم
    از ترس اینکه گیر و غر شروع شه/نگاهمو از تو چشاش دز دیدم


    یواشکی از گوشه ی چشم اون/تا گوشه راست اتاق خزیدم
    خیال میکردم که منو ندیده/هول شدمو میزو جلوم ندیدم


    پا زدمو خوراکی ها رو ریختم/با خجالت لبامو زود گزیدم
    یهو همه نگاها،برگشت سمت بنده/کاشکی میشد آب بشم یا بشم پرنده


    ناظممونو دیدم برگ توتون میکشه/میون اون هیاهو خط ونشون میکشه
    نمره انظباطو 3 نمره کم میکنم/بزار بیای مدرسه پاتو قلم میکنم


    ناظممون رقیه60-70 سالی داره/جورابای گندشو هر جا میره میاره
    اومد تا با جوراباش زهر چشی بگیره/اما نفهمید که پاش پشت یه چیزی گیره


    یه میز دیگه افتاد مهمونا هو کشیدند/برای حل مشکل مارو جلو کشیدن
    صابخونه ما دو تا رو از خونه بیرون انداخت/من موندمو رقیه با 4تا چشم حیرون

شعرطنزدرموردمعاون

معلم شاد و با روحیه

تعریف شادی از دیدگاه روانشناختی ‏

اون ,چشم ,رو ,بشم ,نمره ,گوشه ,هر جا ,جا میره ,میره میاره    ,گندشو هر ,جورابای گندشو

مشخصات

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها